تحویل سال 93


سال 1393 (سال اسب): لحظه تحویل سال: ساعت 20و27و دقیقه و 7 ثانیهروز پنجشنبه 29 اسفند 92 مطابق 18 جمادی الاولی 1425 , 20 مارس2014

عزیز دلم اون لحظه خیلی شور و هیجان داشتی هنوز درک درستی از عید و نو شدن سال نداشتی کمکم کردی سفره هفت سین رو با هم چیدیم و با مهتا شروع کردی به روشن کردن شمع و فوت کردنش طوری که خونه بوی دود گرفته بود و با مهتا برف شادی می زدی و حسابی خوش بودین
بعدش هم که به بزرگترها زنگ زدیم خیلی مودبانه عید و به همه تبریک گفتی






روز جمعه ظهر 8 فروردین با هم رفتیم رستوران نگین شیان سرخ حصار

![]()

![]()

بعدش هم یه ساعتی رفتیم پارک و چون مهتا خواب بود من و مهتا موندیم تو ماشین

روز شنبه ٩ فروردین مامان و بابا رفتن اداره و تو و مهتا رفتین مهد کودک .البته بچه دیگه ای روز ٩ و١٠و ١١ فروردین مهد نیومد و تو و مهتا با مدیر مهد : خانم بهرامی تنها بودین . توی این چند روز دلپیچه شدید گرفته بودی و اصلا غذا نمی خوردی
خیلی بهم سخت گذشت .
روز دوشنبه ١١ فروردین خاله نگار و دایی نادر و مامان بهجت و خاله اکرم مامانی اومدن خونمون و شبش با هم رفتیم رستوران شیان توی لویزان . فوق العاده شلوغ و سرد بود و من حسابی از این موضوع ناراحت بودم و سرویس دهیشون هم به خاطر شلوغی خیلی زیاد طول کشید (نزدیک ١ ساعت )
مهمونی های عید همچنان ادامه داشت . روزی که خونه عمه زری بودیم با مهتا وایسادی و شعرهایی که بلد بودی و با مهتا خوندین و عمه کلی ذوق می کرد


تحویل سال 93
